مقدمه ای بر مکاتب فقر و جغرافیای فقر

جغرافیای فقر

ﻗﻀﺎوﺗﻬﺎى ارزﺷﻰ در ﻣﺒﺎﺣﺚ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻰ، ﻳﻜﻰ از ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗﻰ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎ ﺑﻪ آن ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﻣﻴﺸﻮد. ﻳﻜﻰ از اﻳﻦ ﻗﻀﺎوﺗﻬﺎ در ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮى ﻫﺎى ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻰ ﻣﻴﺎن ﻛﺸﻮرﻫﺎ، ﻣﻨﺎﻃﻖ ، ﺷﻬﺮ و روﺳﺘﺎ، وﻣﺤﻼت ﺷﻬﺮى ﻣﺨﺘﻠﻒ اﺳﺖ. ﺳﻮال اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮى ﻫﺎ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪى درﺳﺖ و ﻋﺎدﻻﻧﻪ و در ﭼﻪ ﺣﺪى ﻧﺎدرﺳﺖ و ﻇﺎﻟﻤﺎﻧﻪ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﻮﺿﻮع ﻓﻘﺮ و ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎى ﻓﻘﺮ ﻧﻴﺰ ﻳﻜﻰ از ﻣﻌﻴﺎرﻫﺎى ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮى و ﺷﺎﻳﺪ اﺻﻠﻰ ﺗﺮﻳﻦ آﻧﻬﺎ ﺑﺎﺷﺪ. ﺟﻐﺮاﻓﻰ داﻧﺎن ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺎ ﻣﻜﺎﺗﺐ ﻓﻜﺮى ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻫﺎى ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﻰ درﺑﺎره اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع داﺷﺘﻪ اﻧﺪ. ﺑﺴﻴﺎرى از اﻳﻦ ﺗﻔﺎﺳﻴﺮ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻰ ﺑﻌﻀﺎ ﻛﺎﻣﻼ ﻣﺘﻀﺎد، داراى ﻣﺒﺎﻧﻰ ﻓﻠﺴﻔﻰ، اﻧﺴﺎن ﺷﻨﺎﺧﺘﻰ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺧﺘﻰ و اﻗﺘﺼﺎدى ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ. از ﻣﻨﻈﺮ ﻧﻮع ﻗﻀﺎوﺗﻬﺎ، اﻳﻦ ﻃﻴﻔﻬﺎى ﻓﻜﺮى ﻣﻰ ﺗﻮاﻧﻨﺪ در ﻗﺎﻟﺒﻬﺎى ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺤﺎﻓﻈﻪ ﻛﺎراﻧﻪ، اﺻﻼﺣﻰ و رادﻳﻜﺎل ﻗﺮار ﮔﻴﺮﻧﺪ. اﻳﻦ ﻛﺘﺎب ﻗﺼﺪ آن را دارد ﻛﻪ ﺑﻪ رﻳﺸﻪ ﻫﺎى ﻓﻜﺮى ﺟﻐﺮاﻓﻴﺪاﻧﺎن ﻣﺤﺎﻓﻈﻪ ﻛﺎر و رادﻳﻜﺎل و ﻣﻴﺎﻧﻪ رو در ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻓﻘﺮ و ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮى ﻫﺎى ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻰ ﺑﭙﺮدازد.

ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﻣﻜﺎﺗﺐ ﻣﺤﺎﻓﻈﻪ ﻛﺎري،اﺻﻼﺣﻲ و اﻧﻘﻼﺑﻲ در ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎ در ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﻓﻘﺮ

ﻣﺤﺎﻓﻈﻪ ﻛﺎرى:

محافظه کاری (Conservatism) را ﻣﻰ ﺗﻮان ﺑﺎ ﻣﺴﺎﻣﺤﻪ، دﻓﺎع از وﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮد، رادﻳﻜﺎﻟﻴﺴﻢ (Radicalism) را ﻃﻐﻴﺎن ﻋﻠﻴﻪ وﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮد و ﺗﻼش در ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺑﻨﻴﺎدى و اﻧﻘﻼﺑﻰ وﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮد و اﺻﻼح ﮔﺮاﻳﻰ (Reformism) را ﻛﻮﺷﺶ در ﺟﻬﺖ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺗﺪرﻳﺠﻰ و اﻟﺒﺘﻪ ﻧﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺑﻨﻴﺎدى وﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮد ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻧﻤﻮد.

ﻣﻮاﺟﻬﻪ اﻳﻦ ﻣﻜﺎﺗﺐ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮع ﻓﻘﺮ ﻫﻢ ﻣﺘﻔﺎوت ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. آﻧﻬﺎ در” ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻓﻘﺮ”، ”ﻋﻠﻞ و ﻣﻜﺎﻧﻴﺴﻢ ﻇﻬﻮر ﻓﻘﺮ”، و ”ﭼﺎره ﻓﻘﺮ”، ﻧﻈﺮات ﻣﺘﻀﺎدى ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ دارﻧﺪ. ﻣﺤﺎﻓﻈﻪ ﻛﺎران و ﺟﻐﺮاﻓﻰ داﻧﺎن ﻣﺤﺎﻓﻈﻪ ﻛﺎر، ﻋﻤﻮﻣﺎ ﺑﻪ ﺗﻮﺟﻴﻪ ﻓﻘﺮ ﻣﻰ ﭘﺮدازﻧﺪ و آن را ﻣﻮﺿﻮﻋﻰ ﻋﺎدى و ﻃﺒﻴﻌﻰ ﻣﻌﺮﻓﻰ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ. رادﻳﻜﺎﻟﻬﺎ، ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺟﺪى ﻓﻘﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺑﺮاى رﻓﻊ آن ﻣﺪﻟﻬﺎى ﺗﻐﻴﻴﺮات ﺑﻨﻴﺎدى را ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد ﻣﻰ دﻫﻨﺪ.

اﺻﻼح ﻃﻠﺒﺎن ﻧﻴﺰ روﻳﻜﺮدى ﻣﻴﺎﻧﻪ رو دارﻧﺪ و اﻋﺘﻘﺎد ﺑﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻇﺎﻫﺮى و ﻧﻪ ﺑﻨﻴﺎدى ﻋﻠﻴﻪ ﻓﻘﺮ دارﻧﺪ.

ذﻳﻼ ﺑﻪ ﺗﻔﺼﻴﻞ ﺑﻴﺸﺘﺮ، ﻳﻜﺎﻳﻚ اﻳﻦ اﻧﺪﻳﺸﻪ ﻫﺎ ﺑﺮرﺳﻰ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ.

ﭘﺲ از اﻧﻘﻼب ﺻﻨﻌﺘﻰ و ازدﻳﺎد ﻓﻘﺮ در ﺷﻬﺮﻫﺎ، در ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ اﻳﻦ وﺿﻌﻴﺖ اﺳﻔﺒﺎر ﺷﻬﺮﻫﺎى ﺻﻨﻌﺘﻰ ﺳﻪ ﮔﺮوه ﻓﻮق ﻛﺎﻣﻼ از ﻫﻢ ﺟﺪا ﺷﺪﻧﺪ. ﺗﻔﺎﺳﻴﺮ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻰ ﻓﻘﺮ ﻧﻴﺰ از ﻫﻤﺎن زﻣﺎن ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪﻧﺪ :

اﻟﻒ) رﻓﻮرﻣﻴﺴﺘﻬﺎ

ب)ﺳﻮﺳﻴﺎﻟﻴﺴﺘﻬﺎى آرﻣﺎﻧﺨﻮاه و آﻧﺎرﺷﻴﺴﺘﻬﺎ

ج) دﻳﺪﮔﺎه رادﻳﻜﺎﻟﻰ ﻣﺎرﻛﺲ و اﻧﮕﻠﺲ.

ﻫﺮ ﻳﻚ از اﻳﻦ ﺳﻪ ﮔﺮوه ﺗﻔﺎﺳﻴﺮ ﻣﺨﺘﻠﻔﻰ درﺑﺎره ﻋﻠﻞ اﻳﻦ وﺿﻌﻴﺖ داﺷﺘﻨﺪ و ﺑﺮاى ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ آن راه ﺣﻠﻬﺎى ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﻰ اراﺋﻪ ﻣﻰ دادﻧﺪ. رﻓﻮرﻣﻴﺴﺘﻬﺎ ﺑﺎ ﺣﺮﻛﺎت اﺻﻼﺣﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﺎﻣﺎن دﻫﻰ ﺷﻬﺮ، ﺗﺪوﻳﻦ ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﻛﺎر و زﻣﻴﻦ ﺷﻬﺮى، ﺗﺮاﻛﻢ زداﻳﻰ و اﻳﺠﺎد ﺷﻬﺮﻫﺎى ﺟﺪﻳﺪ؛ ﺳﻮﺳﻴﺎﻟﻴﺴﺘﻬﺎى آرﻣﺎﻧﺨﻮاه و آﻧﺎرﺷﻴﺴﺘﻬﺎ ﺑﺎ ﻛﻮﭼﻚ ﺳﺎزى و دورى ﮔﺰﻳﻨﻰ از ﺷﻬﺮﻫﺎى ﺑﺰرگ و اﻳﺠﺎد ﺷﻬﺮﻛﻬﺎى دور از ﺷﻬﺮ و ﻓﺎﻻﻧﺴﺘﺮﻫﺎى اﺷﺘﺮاﻛﻰ و ﺑﻬﺪاﺷﺘﻰ و ﻣﺎرﻛﺲ و اﻧﮕﻠﺲ ﺑﺎ ﻃﺮح اﻧﻘﻼﺑﻰ ﻋﻠﻴﻪ ﻧﻈﺎم ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ دارى و ﻗﻄﻊ رواﺑﻂ اﺳﺘﺜﻤﺎرى ﻛﺎرﮔﺮ- ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ دار.

ﭘﻴﺶ از ﻫﺮ ﭼﻴﺰى،ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﺗﺎ از ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻓﻘﺮ ﺷﺮوع ﻧﻤﺎﻳﻴﻢ و ﭘﻴﺶ از ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻓﻘﺮ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺘﺬﻛﺮ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻓﻘﺮ ﻧﻴﺰ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻰ ﻋﻠﻤﻰ ﺑﻠﻜﻪ ﺳﻴﺎﺳﻰ ﻧﻴﺰ ﻫﺴﺖ و ﭘﺎى ﻣﻜﺎﺗﺐ ﻣﺤﺎﻓﻈﻪ ﻛﺎر و رادﻳﻜﺎل و اﺻﻼﺣﻰ ﻧﻴﺰ در ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻮاردى ﺑﻪ ﻣﻴﺎن ﻣﻰ آﻳﺪ.

ﻧﮕﺎه ﺳﻴﺎﺳﻲ در ﺗﻌﺮﻳﻒ و ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻓﻘﺮ:

ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻓﻘﺮ

تعریف فقر و ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺧﻂ ﻓﻘﺮ، ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻳﻨﻜﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﻰ ﻋﻠﻤﻰ اﺳﺖ، ﺳﻴﺎﺳﻰ ﻧﻴﺰ ﻫﺴﺖ.

( ﭘﺮوﻳﺰ ﭘﻴﺮان، ﻓﻘﺮ و ﺟﻨﺒﺸﻬﺎى اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ در اﻳﺮان ص٢٠ در ﻓﺼﻠﻨﺎﻣﻪ رﻓﺎه اﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺷﻤﺎره ١).

از آﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻓﻘﺮ ﻧﻴﺰ ﺗﻮاﻓﻘﻰ ﺣﺘﻰ در اﺻﻮل آن وﺟﻮد ﻧﺪارد، ﺗﺸﺘﺖ ﺗﻌﺎرﻳﻔﻰ را ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه دارد ﻛﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ آن را ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﻰ ﺳﻠﻴﻘﻪ اى و ﺟﻬﺖ ﮔﻴﺮى ﺳﻴﺎﺳﻰ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻛﺮده اﺳﺖ. در اﻳﻨﺠﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﮕﺎه ﻣﺤﺎﻓﻈﻪ ﻛﺎراﻧﻪ و رادﻳﻜﺎل ﺣﺘﻰ در ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻓﻘﺮ ﻧﻴﺰ ﺑﻜﺎر ﻣﻰ آﻳﺪ. دوﻟﺘﻬﺎ و ﺳﺎزﻣﺎﻧﻬﺎى ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻰ ﻛﻪ آﻣﺎرﻫﺎى ﻓﻘﺮا را ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ، ﺑﺼﻮرت ﻣﺤﺎﻓﻈﻪ ﻛﺎراﻧﻪ اى ﺑﺎ آن ﺑﺮﺧﻮرد ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ. زﻳﺮا ﺷﻜﻰ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻓﻘﺮ ﭘﺪﻳﺪه اى ﻗﺒﻴﺢ و زﺷﺖ اﺳﺖ. دوﻟﺘﻬﺎ ﻗﺼﺪ آن را ﻧﺪارﻧﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮﻳﻬﺎى ﻛﺸﻮرﻫﺎى ﺧﻮد را آﺷﻜﺎر ﻛﻨﻨﺪ ﻳﺎ ﻛﻢ وﻛﻴﻒ آن را اﻋﻼم ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ و ﻫﻤﻮاره ﻛﺎرﻧﺎﻣﻪ دوﻟﺖ و ﺳﻴﺎﺳﺘﻬﺎى ﺧﻮد را درﺑﺎره ﻓﻘﺮ زداﻳﻰ ﻛﺎرآﻣﺪ ﺟﻠﻮه ﻣﻰ دﻫﻨﺪ.

برگرفته از کتاب جغرافیای محافظه کار ،جغرافیای رادیکال و تحلیلی بر فقر و نابرابری های جغرافیایی

محصولات دانلودی سایت

دانلود نکات برتر  دکتری جغرافیا در سایت موجود است.

قسمت دوم مکاتب فقر

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

09056309708
Cresta WhatsApp Chat
Send via WhatsApp